تاریخچه بادام

تاریخچه بادام

منشاء بادام از مناطق كوهستاني آسياي مركزي است جائي كه حتي امروزه نيـز برخـي از انـواع وحشي بادام ديده مي شوند و ممكن است نوع زراعي حاضـر از تلاقـي متقابـل آنهـا حاصـل شـده باشد. اما فرضيه ديگر اين است كه ظهور بادام معمولي، هم زمان بـا فـرم وحـشي آن بـوده اسـت و همانند بادام وحشي والدين نامشخصي دارد . زمان و شرايطي كه در اثر آن ب ادام بـه حـوزه مديترانـه رسيده است ناشناخته ميباشد. اما به احتمال زياد براساس شواهد و نوشته هاي زبان شناسي و بـويژه يوناني و ديگر نوشته هاي شرقي، مي بايستي منشاء آن از آسياي صغير باشد . اولين شواهد تـاريخي مربوط به بادام در بابل پيدا شده است جائيكه بدفعات در مت ون مختلف به آن اشاره شـده اسـت .

در نوشــــتجات گياهــــشناسان معروفــــي چــــون تئوفراســــت (Theophrastus (و ديوســــكوريد (Dioscorides (بدفعات از بادام نام برده شده است. سه عد د ميوه بادام و مقداري از قطعات پوسته هاي سبز بادام كه مربوط به حـدود قـرن چهـارم قبل از ميلاد است در بقا ياي يك كـشتي غـرق شـده در سـواحل مايوركـا (Majorca (در كـشور اسپانيا پيدا شده است ، اين بادام ها كاملاً شبيه به رقم Pou است كه در حال حاضـر هـم در باغـات موجود در همين منطقه، كشت و كار ميشود.


• برای مشاهده محصول بادام در فروشگاه کلیک کنید.


در اواسط قرن دوم قبل از ميلاد، كاتو (Cato (از گياه grecae Avellanae نام برد كه همان گيـاه بـادام مـيباشـد. نـام لاتـين بـادام (Amygdalus (كـه توسـط لينـي (Pliny ، (پـالاديوس (Palladius (و كلوملا (Columella (متـداول گرديـد در حقيقـت ترجمـه اي از نـام يونـاني آن است كه قبلاً توسط تئوفراست و يوسكوريد براي آن انتخاب شده بود. بادام در قرن چهارم قبل از ميلاد در يونان شناخته و پرورش داده مي شد و در قرن اول مـيلادي توسـط امپراطـوري روم بطـور وسيع مورد توجه قرار گرفت و در اين زمان تكنيك پيوند براي آن بكار گرفته شد.

4 تكنولوژي پس از برداشت بادام
در تمـامي دوران گذشـته، بـادام بـه مقـدار زيـادي بعنـوان غـذا و دارو بـه مـصرف مـيرسـيد. هيپوكريتز (Hippocrates (در قـرن پـنجم مـيلادي و پلينـي (Pliny (در قـرن اول قبـل از مـيلاد، مصارف درماني ب ادام را ذكر كرده ا ند. روميان باستان ازبادام تلخ، پمادي را تهيه كـرده بودنـد كـه بــراي محافظــت ســگها از نــيش حــشرات مــورد اســتفاده قــرار مــي گرفــت . اســكريبونيوس (Scribonius (يك دانشمند رومي بود. او بادام تلـخ را (amari Amigdali (ناميـد ، او در نيمـه اول قرن اول ميلا دي مي زيست و در نسخه هاي داروئي كه از خود باقي گذاشته است از بادام تلخ براي رفـع سـردردها، تومورهـا و نـاراحتي هـاي مـشابه اسـتفاده مـي كـرده اسـت .

در بررسـي هـاي ديوسكوريد در مورد اثر ات مفيد بادام در رفع عوارض كبدي، كليه اي و اختلالات تنفـسي اشـاره شده است . بعلاوه او پيشنهاد مي كند كه روغن بادام را مي توان بعنوان يك ملين و يـك راه درمـان براي سنگ مثانه بكاربرد.
امروزه مصرف فراوان بادام در داروسازي ، اين نكتـه را روشـن مـي سـازد كـه چـرا ديوكلتيـا ن (Diocletian (پادشاه ايتاليا در ابتداي قرن چهارم ميلادي فرماني را صادر كرده بود كـه در آن بـر اهميت بادام تاكيد كرده بود.
پزشكان عرب ، مصرف بادام را بعنوام ملين، تقويت كننده معده و سينه ، رافع گلودرد و تصفيه كننده و درمان دهنده روده تجويز كرده اند، همچنين د اروشناسان عرب، بادام را بعنـوان يـك مـاده غذايي با تاثيرات جنسي ميدانستند.
در ابتداي قرن هشتم ميلادي چيلپريـك دوم (ChilpericII (پادشـاه فرانـسه فرمـاني را صـادر نموده بود كه در آن به اهميت بادام اشاره كرده بود.
در ابتداي قرن نهم، كارلمن (Charlemagne (دسـتور كاشـت درختـان بـادام در مـستعمرات امپراطوري انگلستان را صادر كرد . در همين زمان پرورش بادام در مناطقي از يونان كه تحت تسلط مسيحيان بود متداول شده بود.

بادام (dulcis Prunus (شامل دو نوع، يكي بادام شـيرين (قابـل خـوردن ) و ديگـري بـادام تلخ (مصرف در ساخت اسانس ) ميباشد. ميـــوه بـادام بـه شـكل تخـم مرغـي كـشيـده (Drupe ( است كه بـرون بـر (Exocarp (و ميان بر (Mesocarp (باتفاق هم پوسته سبز ميوه (Hull (را كـه عموماً كركدار است را تشكيل مي دهند. اين پوسته در زمـان رسـيدن ميـوه شـكاف خـورده و بـاز ميشود و در اثر آن درون بر(Endocarp (يا پوسته چوبي ميوه (Shell (نمايان ميشود.

مشخصات پوسته چوبي ميوه (سختي و درجه چـوبي بـودن، شـكل، انـدازه، ضـخامت ، نـوع و تعداد خلل و فرج ) دقيقاً بستگي به نوع رقم (Cultivar (دارد . بادام ها را براساس سختي پوستـشان به بادام هاي سنگي (پوسـت سـخت ) و بـادام هـاي پوسـت كاغـذي (پوسـت نـازك ) طبقـه بنـدي ميكنند.

در درون پوسته چوبي يك يا دو عدد بذر سفيد (مغز) قرار دارد كه سطح آنها را يـك پوسـته نازك (Tegmen (صاف يا ناهموار به رنگ قهوه اي پوشانده است.

وزن ميوه كامل از 30-10 گرم متغير است كه پوسته سبز ميوه حدود 70-40 درصـد و پوسـته چوبي مي وه حدود 45-20 درصد و مغز حـدود 20-10 درصـد و پوسـته نـازك مغـز هـم از 4/8-6 درصد اين وزن را تشكيل مي دهند . پوسته سبز ميوه در ارقـام پوسـت كاغـذي سـنگين تـر بـوده و درصد بالاتري را شامل مي شوند.